گفت و گو با عباس حریری آخرین بازمانده المپیک 1948/ حریری: جوان ترها به تجربه و دانش گذشتگان توجه بیشتری داشته باشند



در دورانی که کشتی گیران روی خاک و چمن امجدیه کشتی می گرفتند پهلوانان زیادی از همانجا رشد کرده و به عرصه های بین المللی معرفی شدند که عباس حریری یکی از آن ها بود. جوانی لاغراندام که در همان شروع کشتی، پشت پهلوانان صاحب نام پایتخت را به خاک رساند. حریری شاگرد حبیب اله بلور و دوست تختی بود. اگر چه سال ها از آن دوران گذشته؛ ولی برای عباس حریری انگار همین دیروز بود. او آخرین بازمانده کاروان کشتی ایران در المپیک ۱۹۴۸ لندن است و می توان او را تاریخ شفاهی کشتی ایران دانست.

اکبر فیض


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صندوق اعتباری حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان ورزش و به نقل از پایگاه خبری گام و ورزش فرصتی دست داد تا پای صحبت پهلوان عباس حریری بنشینیم تا خاطرات دهه ۳۰ و ۴۰ کشتی را دوباره زنده کنیم. او هم اکنون ۹۷ سال سن دارد و در این سن و سال نیز همچنان سرحال و قبراق است. حریری متولد ۱۳۰۳ در محله امیریه تهران است. او یک پسر به نام سام دارد و همسرش یکی از نقاشان متبحر است. حریری در این سن و سال روزی یک کیلومتر پیاده روی می کند. او معتقد است سن یک عدد است و انسان با زندگی سالم و ورزش مداوم می تواند در سن بالا نیز در سلامت باشد.

حریری که زمانی دونده بوده، فکر نمی کرد روزی شیفته کشتی شود. او کشتی گیر قابلی بود و در وزن ۷۹ کیلوگرم به همراه منصور رئیسی ۵۲ کیلوگرم ، منصور رحیمی ها ۵۷ کیلوگرم ( سر وزن نرسید)، حسن سعدیان ۶۲ کیلوگرم ، علی غفاری (علی بالاغفاری) ۶۷ کیلوگرم ، عباس زندی ۷۳ کیلوگرم ، ضیا میرقوامی ۸۷ کیلوگرم و ابولقاسم سخدری به اضافه ۸۷ کیلوگرم عضو تیم کشتی ایران در المپیک ۱۹۴۸ لندن بود.



اولین مربی من حبیب اله بلور بود



حریری داستان ورودش بر تشک کشتی را این طور تعریف می کند: من و ناصر جاوید هر دو دونده بودیم. من در دوومیدانی هم به مقام های مختلفی رسیده بودم. یک روز جاوید در ورزشگاه امجدیه به من پیشنهاد داد که کشتی بگیرم در ابتدا من موافقت نکردم. او اصرار کرد و من تمرین کشتی را آغاز کردم. در یکی از جلسات تمرینی رئیس وقت فدراسیون کشتی حضور داشت او وقتی تمرینات من را دید. گفت: تو می توانی کشتی گیر بزرگی شوی؟ اول نپذیرفتم. به من پیشنهاد داد دو هفته به طور آزمایشی کشتی بگیرم. دوهفته همانا و آمدن و ماندنم در کشتی همان. آنچنان به کشتی علاقمند شدم که تمام شب و روز من کشتی شده بود.

وی ادامه داد: اولین باشگاهی که در آن کشتی را به صورت حرفه ای شروع کردم. باشگاه (آهن) در شاهپور بود و اولین مربی ام مرحوم حبیب اله بلور بود.



هواپیما سنگین بود در رم نشست



او یک خاطره نیز از رفت و برگشت به المپیک دارد. می گوید: وقتی با هواپیما به لندن پرواز کردیم در طول راه احساس کردم هواپیما مثل ننوی بچه بالا و پایین شده و هر لحظه امکان دارد سقوط کند. با اینکه خیلی ترسیده بودم به روی خودم نیاوردم تا این که به مقصد رسیدیم. بعد از پایان المپیک، هواپیما از لندن برخاست اما به دلیل سنگینی هواپیما خلبان مجبور شد در ایتالیا و فرودگاه رم بر زمین بنشیند. در فرودگاه رم گفتند باید تعدادی از مسافران پیاده شوند و با پرواز بعدی به تهران بازگردند. در آن زمان هر ده یا پانزده روز یک پرواز بود بنابراین من و تعدادی از ورزشکاران رشته های مختلف به همراه تعدادی از مسافران دو هفته در رم ماندیم و بعد به تهران آمدیم.






هر فردی مشکل داشت در خانه تختی می رفت



حریری که دوست و هم دوره جهان پهلوان تختی بود از رفاقت و منش او اینطور می گوید: سال ۱۳۲۹ با تختی آشنا شدم. تختی مانند برادر من بود به منزل یکدیگر می رفتیم و از مشکلات هم باخبر بودیم. من او را میرزا صدا می کردم، تختی مرا خان. برای تمرین به سالن کشتی رو به روی پارک شهر می رفتیم. او فن سگک را بسیار عالی اجرا می کرد.

وی در خصوص ویژگی های اخلاقی تختی گفت: تختی هم برروی کشتی هم خارج از کشتی دلاور و پهلوان بود. بر روی تشک قهرمان و باصلابت بود و بیرون تشک کشتی خاک پای مردم. هر کسی مشکلی داشت در خانه تختی می رفت او نیز از کمک دریغ نمی کرد.

حریری گفت: یک سفر با تختی به آلمان رفتم. در آلمان رفیقی داشتم به اسم حسین حجار که مغازه بزرگی داشت که کشتی گیرها از تهران می رفتند آنجا خرید کرده برمی گشتند تهران می فروختند و حسابی استفاده می کردند. یک بار تختی گفت برویم آلمان قبول کردم رفتیم ماشین خریدیم کلی لوازم از حسین حجار خریدیم برگشتیم تهران. مدت ها بعد تختی از آلمان مغازه حسین حجار زنگ زد گفت بیا اینجا رفتم حدود یک هفته با هم بودیم در سفر آلمان تختی را بیشتر شناختم واقعا انسانی وارسته و کاردرست بود.

حریری که در کشتی پهلوانی نیز سابقه حضور و قهرمانی دارد در این خصوص گفت: انگار همین دیروز بود من با اسماعیل قربانی از پهلوانان تهران کشتی پهلوانی داشتم مسابقه در زمین چمن امجدیه بود ورزشگاه مملو از تماشاگران بود. یادم است حتی در زمین چمن هم مردم آمده بودند.



دو هفته با درشکه دنبال من بودند

قربان از کاسب کارهای میدان بود و اکثر میدانی ها برای دیدن کشتی من با قربان حضور داشتند او طرفداران بسیاری داشت قبل از مسابقه جلوی پای قربان شتر کشتند تا آن وقت چنین صحنه ای ندیده بودم.

وی ادامه می دهد: وقتی سوت کشتی به صدا درآمد جمعیت که بیشتر آن ها کسبه میدان بودند. یک صدا قربان را تشویق می کردند. راستش کمی جا خورده بودم. اما دل به دریا زده با تمام وجود کشتی گرفته و قربان را شکست دادم اما این پایان کار نبود که دیدم وضع خراب است. همه تماشاچیان دوست و طرفدار قربان بودند و هر لحظه ممکن بود به من حمله کنند.

حریری می گوید: من را کسی نمی شناخت من هم از فرصت استفاده کرده از امجدیه فرار کردم اما دوستان قربان دست بردار نبودند. منزل ما را شناخته و هر روز با درشکه به آنجا می آمدند و برای من خط و نشان می کشیدند. حدود یک ماه از خانه بیرون نیامدم تا این که تصمیم گرفتم یک روز تنها به میدان رفته تا از این وضع خلاص شوم وقتی به میدان رسیدم دوستان ایشان من را شناختند بلافاصله گفتم قربان دوست عزیز من بوده و پهلوان است. بالاخره کلی صحبت کردم تا دل دوستان قربان را به دست آوردم . البته قربان آن روز میدان نبود اما رفتن من به میدان آب روی آتش بود. بعد از آن نفس راحتی کشیده و در شهر رفت و آمد کردم.







کشتی طوسی و سخدری ۴ روز طول کشید

وی گفت: در سال ۱۳۲۴ هم مسابقات کشتی پهلوانی در زمین چمن امجدیه بود همه مدعیان باختند. ماندیم من، مصطفی طوسی و ابوالقاسم سخدری. کشتی طوسی و سخدری ۴ روز طول کشید که برنده نداشت در نهایت من به عنوان پهلوان کشتی معرفی شدم. یک سال بعد در آخرین دیدار با مصطفی طوسی کشتی گرفتم. طوسی خیلی پهلوان بود نتیجه را بهش واگذار کردم در نهایت طوسی اول شد من دوم. یادم است آن زمان به طوسی ۲۰۰ تومان و به من ۱۰۰ تومان حق سفر جایزه دادند.

وی می گوید: از تمام این ماجراها بیش از 70 سال گذشته است ولی برای من انگار همین دیروز بود، چقدر عمر زود می گذرد.

او که در فن لنگ تبحر خاصی داشته است از فراموش شدن برخی از فنون کشتی انتقاد کرد و می افزاید: امروز بسیاری از فن ها فراموش شده اند در حالیکه هدر تکنیکی و زیبا شدن کشتی تاثیر بسیار دارد. بعنوان مثال فن حمال بند امروز دیگر به کار برده نمی شود. امیدواریم جوان ترها به تجربه ها و دانش گذشتگان توجه بیشتری داشته باشند.

پهلوان حریری در پایان گفت: فرا رسیدن سال نو را به مردم کشورم تبریک گفته و برای همه آرزوی سلامت دارم.
عباس حریری سال ۱۳۳۰ از کشتی خداحافظی کرد و سال ها سرپرست تیم ملی کشتی فرنگی بوده است.